بعضی ها معتقدند شخصیت آدمها در 7 سال آغاز زندگیشان شکل می گیرد، بعضی پا
را از این هم فراتر می گذارند و می گویند تا 2 سالگی شخصیت آدمها شکل
گرفته است!
تا آنجا که من به خاطر دارم این را روانشناسان، با رویکرد روانکاوی می
گویند. چندان هم برایشان مساله جنسیت اهمیی ندارد، و این واقعیت که
چگونه بزرگ شدن در این 7 سال کودکی چقدر در "زن" و یا "مرد" شدن در آینده
افراد، تاثیرگذار است.
اما جامعه شناسان هم در این باره چیزهایی گفته اند. آن هم با توجه به
مقوله جنسیت. آنتونی گیدنز یکی از این جامعه شناسان است که در فصل "جنسیت
و تمایلات جنسی" در کتاب "جامعه شناسی"اش، به این شیوه بزرگ شدن آدمها و
نقش دوران کودکی در شکل گیری "جنسیت" (که متمایز است از "جنس" که به معنای
تفاوتهای فیزیکی بدن است) اشاره می کند.
در اینجا سعی می کنم بخشهای کوچکی از این فصل را بیاورم:
اسباب بازی ها
" تمام بازیچه ها، کتاب های مصور و برنامه های تلویزیونی که خردسالان در
تماس با آنها هستند معمولا تفاوتهای میان ویژگیهای مردانه و زنانه را مورد
تاکید قرار می دهند. فروشگاههای اسباب بازی معمولا محصولاتشان را بر پایه
جنسیت دسته بندی می کنند. برای مثال، بچه گربه ها یا خرگوشهای اسباب بازی
برای دختران توصیه می شوند، در حالی که شیر و ببر برای پسران مناسب تر
دانسته می شوند.
واندا لوسیا زامونر اسبا بازیهایی را که کودکان ترجیح می دهند، در دو زمینه ملی متفاوت - ایتالیا و هلند - مورد مطالعه قرار داد.
از کودکان و پدران و مادرانشان خواسته شد که نظرشان را درباره اینکه کدام
اسباب بازیها پسرانه و کدام یک دخترانه بوده است بیان کنند. به طور متوسط
کودکان ایتالیایی (که فرهنگشان، دیدگاهی سنتی تر نسبت به تقسیمات جنسی
دارد تا جامعه هلند) بیشتر از کودکان هلندی، اسباب بازیهایی را که بر اساس
جنسیت متمایز شده بود برای بازی انتخاب می کردند.
همان طور که در مطالعات دیگر مشاهده شده بود، تمایل دختر ها - از هر دو
جامعه - برای بازی با اسباب بازیهای "خنثی از نظر جنسیت" یا "اسباب
بازیهای پسرانه"، بیش از تمایل پسرها برا بازی با "اسباب بازیهای دخترانه"
بود. (گیدنز، ج. ش. ص 198)
با خود فکر کرده ایم که در ایران این وضع چگونه است؟ ما در کودکیهایمان چه بازیچه هایی داشته ایم.
من در کودکیهایم یک یخچال اسباب بازی داشتم. با خودم فکر می کنم چرا من
باید با یک یخچال بازی می کردم؟ با یک یخچال (هر چند در ابعاد کوچک، هر
چقدر هم فانتزی) چگونه می شود "بازی کرد"؟ اصلا با یک یخچال چه "بازی"ای
می توان کرد؟!
به اسباب بازی فروشی ها رفته اید؟ دیده اید که تمامی یک "جهیزیه" را در
ابعاد کوچک به عنوان اسباب بازی دارند... این مثلا اسباب بازی ها را برای
کدام کودک ها می خرند... واضح است: دختر بچه ها... هیچ کس از یک پسربچه
توقع ندارد با یک اتوی کوچک پلاستیکی، چیزی را اتو بکشد. یا با اجاق گاز
اسباب بازی غذا بپزد.
ببینم... اصلا "بازی" به چه معناست؟ "بازی" برای چیست؟ و چرا کودکان باید "بازی" کنند؟
بازی برای کودکان، بازی کردن یک نقش است؟ نقشی از قبل تعیین شده؟ یا انجام
دادن فعالیتی برای پرورش فکری و ذهنیشان است؟ فعالیتی که در آن تلاش کردن
برای رسیدن به یک هدف را تمرین کنند... و برای یا پرورش سالم جسمیشان جنب
و جوشی داشته باشند...
در خاله بازی، بازی ای که آن را متناسب برای دختربچه ها می پنداریم، چه
پرورش ذهنی ای ممکن است وجود داشته باشد. در مهمان شدن، و یا میزبان بودن
چه برد و باختی وجود دارد و چه تلاش فکری و یا جسمی ای؟!
-------------------------------------
بازیهای بچه های ما تا به حال که اینگونه تقسیم می شده:
پسربچه ها در کوچه مشغول تیم تشکیل دادن اند برای فوتبال بازی کردن. آنها
هدفی را مشخص می کنند و برای رسیدن به آن با هم همکاری و تعامل دارند. به
هم پاس می دهند، توپ را از چنگ تیم رقیب بیرون می آورند، و سعی می کنند
گل بزنند. اشتباه هم می کنند، تکروی هم می کنند، شکست هم می خورند اما
آنها هدف داشتن، همکاری کردن، جنگیدن و برد و باخت را می فهمند.
پسربچه ها در خانه مشغول بازی کردن با قطار یا ماشین های اسباب بازی
هستند. سرعت را تمرین می کنند. و یا با کامیونهای کوچکشان، بزرگی و قدرت
را. و یا با پارکینگ پلاستیکیشان سعی می کنند چندین راه برای پارک کردن یا
از پارکینگ در آوردن ماشینها پیدا کنند.
و یا حتی با تفنگهای پلاستیکیشان، پلیس می شوند و در تعقیب و گریزهای سرسام آور(!) آدم های بد را دستگیر می کنند!
و دختر بچه ها در گوشه ای از اتاق آرام و ساکت و صورتی رنگشان، با
عروسکهایشان، محبت کردن را تمرین می کنند... چون آنها روزی همسر و مادر می
شوند و باید مهربان و فداکار باشند...
یا در آشپزخانه شان با اجاق و کاسه و بشقاب های پلاستیکی غذا می پزند و کدبانو بودن را تمرین می کنند...
و یا در گوشه ای آرام می نشینند (یا آرام می نشانندشان! یا می نشانندشان و
آرامشان می کنند!) و به نقاشی کردن ( یکی از بهترین کارهای بی سرو صدا که
نیازی به جنب و جوش هم نداشته باشد) می پردازند، و احتمالا چشم و ابرو
کشیدن را در دوران نوجوانی در دفتر خاطرات یکدیگر تمرین می کنند! همان چشم
و ابرو و اشک و غروب و ساحل و نخل و در ادامه هم شعرهای زیبا و سخنان نغز!!
تا امروز که سهم دختران و پسران از بازی به این شکل بوده:
جنب و جوش و شادی و دوستی و خلاقیت و خودباوری برای پسران،
و سکوت و آرامش و وقار و متانت و نقش ها و قصه ها و افسانه های پریان برای دختران.
امروز در مهدکودک های ما چه خبر است؟ و در خانه هایمان که در آن کودکی هست. کودکی در آغاز ساخته شدن ...
مطالب مرتبط:
عروسکجنسگرایی در برنامه های تلویزیون