![]() |
چند روز پیش -جای شما خالی- توفیقی نصیب بنده و جمعی از اندیشمندان دانشکده مان شد تا در گفتگوی آزادی راجع به حجاب شرکت کنیم. اینکه بنده چطور سر از آنجا درآوردم خود حکایتیست شیرین البته؛ به انضمام حکایتهای شیرین دیگری از دیگر حواشی این جمع فرهیختگان. البته تعجبی هم ندارد که در فضای دانشکده ی ما که همه راهها به جای رم به اسلام ختم می شود (آن هم نسخه ی ویژه ای از اسلام که هنوز در کل بازار عرضه نشده و قطعا شما از آن بی خبرید)، از سه ساعت جلسه حدود دو ساعت و سی و پنج دقیقه اش به گفتن اصول دین گذشت و گفتن از شرایط اجتماعی زمان پیامبر و انواع و اقسام احادیث و برطرف کردن شبهات دینی و مشت محکم زدن بر دهان ابرقدرتها و در نهایت هم تقریبا به فحش کشیدن تمامی علوم از جمله جامعه شناسی و مردم شناسی (بله درست خواندید، در دانشکده علوم اجتماعی چنین اتفاقی افتاده است!) و هر علومی که از غرب و نه از اسلام وارد کشور شده. دقیقا نمی شود گفت که ما مجموعا درباره خود حجاب و تجربیات به اصطلاح زیسته مان از حجاب، چند دقیقه صحبت کردیم. باز هم خدا را شکر که به دقیقه رسید و مثلا به چند ثانیه ختم نشد!
از حواشی شیرین و عزیزان دوست داشتنی ای که جلسه مباحثه را با جلسه وعظ و خطابه اشتباه گرفته بودند و در کمال اعتماد به نفس حرفهای دیگران را که مجموعا 3 دقیقه شده بود گوش می دادند و نکات و "مغلطه"هایش را یادداشت می کردند و طی مثلا 20 دقیقه با طمانینه تمام این نکات را موشکافی کرده و شبهات دینی را برطرف می کردند (!) و حین این امر خطیر از حلقه چاههای فلان روستا و طرح پرسش نامه های کارت سوخت (یک نفر به من بگوید اینها چه ربطی به چه چیزی دارد آیا!) می گفتند که بگذریم (!) [ولی خودمانیم انقدر اعتماد به نفس داشتند که من اول جلسه فکر کردم شاید این عزیزان گرداننده ی اصلی مثلا بحثند که طبق معمول نام جلسات "توجیهی" حجاب را گفتگوی آزاد راجع به حجاب گذاشته اند! نیروهای طالبان کجا هستند که ببینند اسلامشان در دانشگاه ما هم کولاک می کند!]
از همه ی این حرفها گذشته کاش آنجا بودید و می دیدید به محض اینکه بحث اصلی راجع به حجاب و نظرات دختران حاضر در جمع راجع به حجاب شروع شد، به چند ثانیه نکشید که بحث به فحشا و روسپی گری و تجاوز و زناشویی و خیانت و ... رسید! خب عجیب هم نیست: حجاب با زن معنا پیدا می کند، زن هم با همین چیزها دیگر... مگر می شود به کلمه ی زن فکر کرد و جنسیتش و کاربرد جنسی اش را نادیده گرفت؟!
اما نکته جالب در این میان برای من چیز دیگری بود...
همیشه بر این باور بوده ام که پدیده ای که بر پایه ی تفکر منطقی بشر شکل می گیرد، قطعا بسیار درست تر از واقعیتهای اجتماعی ایست که اندیشه ای نادرست یا بگذارید بگویم کثیف، در پشت آن است. در این بین وقتی شما می دانید مثلا تفکر پیشینیان راجع به فلان چیز یا فلان آدمها چه بوده، همه ی رفتارهایی که به نظر درست می آیند هم زیر سوال می روند و بالعکس. برای فهمیدن چنین چیزی گمان نمی کنم نیاز به مصداق و نمونه ی عینی چندانی باشد. این که ما در رفتار کل بشر موشکافانه دقیق شویم که چه رفتاری می کنند یا می کرده اند و سعی کنیم آن رفتار را در فرهنگ خودمان تجزیه و تحلیل کنیم و مثلا بگوییم چون بنده در دهات خودم این رفتار را از کسی ندیده ام -چون ما اینطوری فکر می کنیم-، پس این رفتار کاملا نادرست و یا حتی حیوانی (!) است و یا برعکس. برای همین هم دانستن یا ندانستن این رفتارها شاید هر از گاهی که از این و آن شنیده شود جالب باشد (و نه البته قابل ذکر کردن و دوباره و صدباره برای دیگران تعریف کردن)؛ اما هیچ وقت الزامی برای این کنجکاوی ها که فلان جا چه رفتاری دارند و این رفتار نتیجه ی چیست احساس نکرده ام.
چیز جالبی که از این جلسه ی مباحثه دستگیرم شد این بود که اگر فرض را بر این بگذاریم که دانستن رفتارهای جنسی ملل مختلف، ربطی به نیاز جنسی خود ما ندارد (که جسارتا باید بگویم فرض محالی به نظر می رسد!)؛ اینکه غالب کسانی که در این جمع بودند اطلاعات جزء به جزء و کاملی از رفتارهای جنسی و اتفاقات جنسی مختلف در اقصی نقاط دنیا داشتند واقعا حیرت انگیز بود!
یک نفر از آلبومهایی که در دیگر کشورها وجود دارد و مرد یکی از عکسها را انتخاب می کند می گفت؛ دیگری از استادی می گفت و کم دادن نمره به کنفرانس دانشجوی دختری که دامن خیلی کوتاه پوشیده بوده، با این توجیه که تو آزادی را از همکلاسیهایت گرفتی که به کنفرانست دقت کنند؛ دیگری از روابط آزاد جنسی بعد از ازدواج در یک کشور دیگر می گفت؛ این یکی از تفاوت همخوابگی و روسپی گری می گفت و اینکه یکی جرم محسوب می شود و آن دیگری نه؛ و من با دهان نیمه باز و چشمان گرد شده که شما عزیزان گرانقدر این اطلاعات زیبا را از کجا می آورید شنونده بودم...
واقعا به این فکر کرده ایم که چرا چنین حرفهایی باید در مباحثه ی راجع به حجاب گفته شود؟ چه نیازی هست که پسران جوانمان فرق بین روسپی گری و همخوابگی در فلان قبرستان را به عنوان مدرکی برای "بد بودن غرب" و لابد خوب بودن جامعه ی اسلامی ما عنوان کنند؟ چه کسی در مغز داعیه داران نجات اسلام (!) فرو می کند که بدانند در فلان قبرستان دیگر، زن و شوهر "هر دو" بعد از ازدواج روابط آزاد جنسی دارند و لابد ما از آنها بهتریم که فقط شوهر بعد از ازدواج روابط آزاد جنسی دارد (که لابد با صیغه چهارچوب پیدا می کند!)؟ و دختران جوانمان بدون آنکه متوجه "نگاه جنسی" نادرستی که به جنس زن همچنان در همه جای دنیا برقرار است باشند، پوشیده بودن یا نبودن یک زن را عامل هزار و یک چیز عجیب و غریب و اتفاقات ناخوشایند دیگر بدانند؟
ما به کجا می رویم؟