تبليغاتX
وهم سبز رنگ - دختری که همه به پخش شدن فیلمش افتخار می کنند
image hosting by http://www.500images.com/

هفت روز گذشته. هفت روز پیش بود، شنبه ساعت 4 بعد از ظهر، "انقلاب" به سمت "آزادی" با یکدیگر قرار داشتیم. پنجشنبه قرارش را گذاشته بودیم، وقتی با لباسهای مشکیمان و شمعها و گلایلها به عزای کشته هایمان کنار هم جمع شده بودیم. آن روز فکر نمی کردیم که فردا حکمی صادر شود که پاسخ خونخواهی این کشته ها، ریختن خونهای دیگر باشد. اما قرار شنبه ی ما را خواستند به هم بزنند. آنها که تحمل سکوت کر کننده ی ما را نداشتند. سکوتی که آنقدر بلند بود که همه ی دنیا را متوجه خودش کرد.

شنبه روز پرکاری بود برای "نیروها"ی خدمتگزار شهرمان. این بار هم باید با هوشیاری و حضورشان در صحنه، خدمتی دیگر به سرزمینشان می کردند: اعتراضی آرام و صلح جویانه را به آشوب و عزایی عمومی بدل کردن. و برای صدا و سیمایمان یک سرگرمی بامزه درست می کردند: آنها با باتوم و اسلحه به جان مردم می افتادند، و وقتی که مردم با دستهای خالی و مشتهای گره کرده جوابشان را می دادند، از آنها فیلم می گرفتند و در رسانه ملی مان نمایش می دادند. زیرش هم تیتر می زدند: آشوب گران به یک بسیجی حمله کردند. دو قطره خونی که روی زمین ریخته شده بود را با دایره ای رنگی مشخص می کردند تا مردم بفهمند "آشوبگران" چه آدم های بدی اند!

 این قوم دون، آن پسر جوان را که وسط خیابانی گلوله درست وسط سینه اش خورده بود و با چشمهای باز جان داده بود نشان نمی دهند. یا آن مردی را که گلوله به سرش خورده بود و عکس پیکر بی جان غرق در خونش را ایرانیان همه جای دنیا در دست می گیرند. شاید خیلی ها ندیده باشند پیکر مردی را که پیراهن سفید و صورتش غرق خون بود.

اما تو را همه دیدند...

تو را همه دیدند وقتی روی زمین آرام دراز کشیدی؛ وقتی دکتری که کنارت بود دستش را روی گردنت گذاشته بود و سعی می کرد جلوی خونریزیت را بگیرد. وقتی خون از دهان و بینی ات بیرون زد. وقتی به دوربین موبایل نگاه کردی. وقتی استاد موسیقیت کنارت فریاد می زند "بمون... ندا بمون..." همه ی ما اشک می ریختیم... نگاه به رو به رو خیره مانده ات را می دیدیم و اشک می ریختیم.

و تو ماندی ندا.

چه اهمیت دارد اگر سعی می کنند شهادتت را جور دیگری نشان دهند، یا روزنامه ها در یک روز از 4 چهار عامل مختلف برای مرگت می نویسند. چه اهمیت دارد اگر ابلهانی در این میان نرخ تعیین می کنند و می نویسند "ندا به موسوی رای نداده بود" و ساده لوحانه فکر می کنند دعوا هنوز بر سر موسوی یا دیگران است. هیچ بعید نیست فردا یک نفر را بیاورند جلوی دوربین و بگوید من ندا آقا سلطان هستم، کاملا هم زنده ام و حالم هم خوب است و گزارشگر مزدور هم بگوید فیلمی که اخیرا از کشته شدن دختر جوانی به اسم ندا پخش شده بود کاملا ساختگی بوده و عوامل سازنده ی آن هم دستگیر شده اند!

اینها هیچ مهم نیست ندا. تو مانده ای. در خاطر تک تک ما. تو اسطوره ای شدی از مقاومت. عکست این روزها همه جا هست. روی آگهی ترحیم تو دیگر دسته گل نمی کشند. کسی نمی تواند چهره غرق در خونت را پشت "مرحومه مغفوره" پنهان کند. مهم نیست که تو صبیه ی چه کسی بودی. تو "ندا" بودی، دختری از این سرزمین. ما به پخش شدن فیلم تو این بار افتخار می کنیم. از اینکه عکسهایت همه جا پخش شده هیچ نگرانی نداریم.

تو خواسته یا ناخواسته "نه" بزرگی بودی، به محافظه کاریها و پرده نشینی های زن ایرانی. تو روزی که حکم قتل همه ی معترضین صادر شده بود به خیابان رفتی، هدف تیر یک عضو نیروی ... موتورسوار قرار گرفتی و با شهامت به شهادت رسیدی.

تو فریاد اعتراض یک ایرانی بودی که در دنیا طنین انداخت. ایرانی ای که این بار یک "زن" بود.

مرتبط: صید حلال

 شنبه 6 تیر1388 *  14:30   نجمه واحدی  |